قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2838
تاريخ الفي ( فارسى )
امير انر چون اين پيغام شنيد ، بىآنكه جنگ كند از جرجان بيرون آمده به جانب اردوى سلطان سنجر توجّه نمود . و سپاه امير علىّ بن عمرو چون بر آن مطّلع شدند ، در پى ايشان تاخته بسيار اسباب و اموال ايشان را گرفتند و خلقى بسيار از اهل بازار به قتل رسانيدند و جمعى از سپاهيان را اسير كردند . در اين اثنا ، سلطان محمود به رى رسيد ؛ و امير علىّ بن عمرو ، اين چنين دستبردى نموده ، از جرجان به رى بازآمد ؛ سلطان محمود او را و سپاهش را بسيار تحسين نمود و هر يكى را فراخور حال رعايت كرد . در اين وقت ، مردم ناصح ، سلطان محمود را گفتند كه صلاح تو آن است كه در رى بوده باشى ، تا آنكه سپاه سلطان سنجر از سرحدّ قدم بيرون نتوانند نهاد . سلطان محمود اين سخن را قبول نكرده از رى به جانب همدان رفت . در آنجا ، امير منكوبرس با ده هزار سوار به اردوى سلطان محمود ملحق شد ، و همچنين ، منصور بن صدقه در همدان به ملازمت وى رسيد . در اين وقت ، در همدان ، وزير سلطان محمود ، كه در تدبير امور ملكى نهايت مهارت داشت ، فوت شد ، « 1 » و به جاى وى ابو طالب سميرمى به آن منصب عظيم القدر سرافراز شد . القصّه ، بعد از اندكروز ، خبر رسيد كه سلطان سنجر به رى رسيد و لشكر او بيست هزار سوار و هجده فيل مست است . و از امراى بزرگ سنجرى ، جماعتى كه در اين يورش همراه بودند يكى پسر امير ابو الفضل « 2 » ، صاحب سيستان ، و يكى خوارزمشاه محمّد ، و امير قماج ، و علاء الدّوله گرشاسف ، صاحب يزد ، كه از ملوك ديلم بود ؛ و در وقت فوت سلطان محمّد ، چون از ديدن سلطان محمود از وى درنگ واقع شده بود ، تا آنكه بعد از طلب نيز پارهاى اهمال مىورزيد ، بنابراين ، سلطان محمود يزد را از وى گرفته به قراجه ساقى داد ؛ و از اين رهگذر ، از سلطان روگردان شده نزد سلطان سنجر رفت و وى را در گرفتن عراق تحريص كرد . و چون سلطان محمود شنيد كه عمّش به رى آمده ، او نيز از همدان متوجّه آن جانب شد . در حدود ساوه ، هر دو لشكر به هم رسيدند . از امراى بزرگ سلطان محمود ، يكى امير علىّ بن عمرو بود ، و امير منكوبرس ، و اتابك عزغلى ، و پسران برسق ، و سنقر بخارى ، و قراجه ساقى . و تمام سپاه سلطان محمود به سى هزار مىرسيد ، مع هذا شوكت و استعداد اهل عراق بيشتر بود ، چه تنها قراجه ساقى نهصد شتر پر از سلاح همراه داشت . القصّه ، در وقت صفآرايى ، چون لشكر خراسان را نظر بر اهل عراق افتاد ، بسيار ترس و
--> ( 1 ) . وى عماد الدّين ابو منصور ربيب الدّوله حسين بن محمّد بن حسين همدانى است كه مدّت وزارتش قريب به 45 روز ، يعنى از اواسط ذى العقده تا 24 ذى الحجّهء سال 511 هجرى ، دوام يافت . ( 2 ) . در متن امير افضل آمده است . - ص 2813 ، پاورقى 1 .